به گزارش راوی امروز، تصور اینکه فرزندان ما خیلی زود با مقوله تجاوز آشنا شوند، غمانگیز است اما آنها برای مقابله با مواقع خطر باید از کودکی آموزش ببینند این در حالی است که کودکان ما تا سن بلوغ و حتی در دوران مدرسه باید در آرامش کامل فکری به سر ببرند و تا رسیدن به سن مناسب، با این موضوع آشنایی پیدا نکنند. با این حال، جرم و جنایت و تجاوز اجتناب ناپذیر شده است.
پدیده کودک آزاری در کشور ما تبدیل به یکی از دغدغههای بزرگ خانوادهها و اجتماع شده است. هر بار که خبر گم شدن کودکی در رسانهها منتشر میشود، دل خانوادهها میلرزد که نکند باز هم آن کودک مورد آزار و اذیت قرار گرفته است.
خاطره تلخی که سال ۸۳ در اذهان ما از کودک آزاری و تجاوز نقش بست، بیجه است. او که متهم اصلی جنایات پاکدشت بود به تجاوز و قتل بیش از ۱۷ کودک و ۳ بزرگسال اعتراف کرد. ماجرای قتل کودکان در اطراف تهران به عنوان بزرگترین پرونده جنایی ۷۱ سال اخیر در ایران شناخته شد و به شدت افکار عمومی را تحت تأثیر قرار داد.
اما ماجرا تنها به بیجه ختم نشد. متاسفانه در چند سال اخیر به خصوص در دهه ۹۰ سریال قتل و تجاوز کودکان دختر و پسر زیر ۱۰ سال همچنان گوش رسانهها و خانوادهها را کر کرده است. با این حال غفلت خانوادهها از یک طرف و افزایش افرادی که به دلایل روحی و روانی دست به چنین جنایت نابخشودنی میزنند، رو به افزایش است. در سال جاری کم شاهد ماجراهای غم انگیز نبودیم، از تجاوز به آتنا گرفته تا تجاوز و قتل اهورای سه ساله که مادرش او را با مردی غریبه در خانه تنها گذاشت.
در ادامه به قتل و تجاوز به کودکانی اشاره میشود که همین چندسال اخیر تکان شدیدی در روح جامعه ایجاد کرد.
۲۹ دی ۹۱ : امیرمهدی کوچولو
در پی اعلام گزارش مفقود شدن کودکی به نام امیرمهدی پروندهای تشکیل شد. پدر این کودک ۲۹دی به ماموران پلیس سبزدشت استان تهران خبر داد وقتی برای خرید بیرون رفته بود از پسرش خواست تنهایی به خانه برگردد اما او برنگشته و اثری از وی نیست.
ماموران سپس جسد بیجان امیرمهدی ۹ساله را در محوطه فضای سبز پیدا کنند. با انتقال جسد به پزشکیقانونی مشخص شد به این کودک قبل از قتل قربانی تجاوز شده است.
۱۹ آبان ماه ۹۳: محمدرضا کوچولو
با اعلام مفقودی پسر بچه ۹ ساله به نام محمدرضا، توسط خانوادهاش بررسی این موضوع در دستور کار ماموران قرار گرفت و پس از تحقیقات، پلیس رد پای جنایتکاری به نام محسن ۳۹ ساله به دست آمد.
متهم در بازجوییهای پلیسی نحوه قتل پسر بچه را این گونه بیان کرد که پس از سوار کردن مقتول در خیابان به قصد رساندن او به تکیههای عزاداری، محمدرضا را به زور داخل منزل برده و پس از تجاوز به وی با استفاده از جسمی تیز در سرویس بهداشتی گلوی وی را بریده، بعد از به قتل رساندن کودک با گذاشتن جسد درون پتو، او را کنار خیابان رها کرد.
۱۱ آذرماه ۹۳: حسین کوچولو
در این تاریخ پسر هشت ساله ای به نام حسین برای بازی با دوستانش از خانه شان در یکی از روستاهای زنجان خارج شد و دیگر بازنگشت. ماموران جسد حسین را در طویله ای متروکه پیدا کردند. بر اساس اعلام کارشناسان، این پسربچه بر اثر خفگی به قتل رسیده و پیش از مرگ مورد آزار و اذیت قرار گرفته است.
در ادامه ردپای دو پسر جوان به نام های «مرتضی» و «محمد» در این جنایت کشف شد و آنها دستگیر شدند.
یکی از قاتلان در این باره گفت: روز حادثه در حال کار بودم که حسین به سمت من آمد و خواست برای او تیرکمان بسازم. من هم دچار وسوسه شده و پسر بچه را به طویلهای متروکه برده و در آنجا مورد آزار و اذیت قرار دادم. بعد هم محمد به آنجا آمد و او هم پسر بچه را مورد آزار و اذیت قرار داد. حسین تهدید میکرد موضوع را به خانوادهاش میگوید. محمد هم برای این که راز جنایت سیاه فاش نشود، با زیپ لباس او را خفه کرد.
۵ مرداد ۹۴: مهدیه کوچولو
در این تاریخ مردی با مراجعه به پلیس آگاهی سبزوار، از ناپدید شدن دختر ۶ سالهاش به نام مهدیه در منطقه صالح آباد سبزوار خبر داد. پس از گذشت چهار روز از ناپدید شدن دختر شش ساله، تیم جنایی به پسرعموی ۱۷ ساله مهدیه مشکوک شد و او را زیر نظر گرفت.
قاتل یعنی پسرعموی ۱۷ ساله مهدیه، گفت: از مدتها پیش وسوسههای شیطانی سراغم آمد تا این که تصمیم به آزار و اذیت مهدیه گرفتم. روز حادثه او را به بهانهای به حاشیه شهر بردم و پس از تعرض خفه کردم. در این مدت هم سعی کردم خودم را بیخبر از ماجرا و ناراحت نشان دهم. تصور نمیکردم پلیس به من مشکوک شود.
۱۵ اردیبهشت ۹۵: ستایش کوچولو
قتل ستایش دختر افغان که در ایران زندگی میکرد، قلب ایرانیان را اندوهگین ساخت. این دختر کوچولو خیلی مظلومانهتر از چیزی که بتوان تصورش را کرد ابتدا مورد تجاوز قرار گرفت و سپس کشته شد. دختربچه ای که چیزی جز بازی کردن با دختر همسایه در ذهن نداشت.
شرح ماجرای قتل ستایش را از زبان قاتل ۱۶ ساله این دختر کوچولو بشنوید:«ستایش همیشه برای بازی با تبلت خواهرزادهام به خانه ما میآمد. آن روز من مشروب خورده بودم و سیاه مست بودم. وقتی دیدم او در خانه تنها است به سراغش رفتم و با وجود تقلای او، ستایش را به اجبار مورد آزار و اذیت قرار دادم.» .چو نمی تواستم ستایش را ساکت کنم او را به طبقه بالا برده و با روسری خفهاش کردم. سپس جسد را داخل یک جعبه بزرگ باند قرار دادم و با اسیدی که قبلاً تهیه کرده بودم قصد از بین بردن جسد را داشتم که موفق به این کار نشدم. حتی به دوستم هم زنگ زدم و او هم گفت اسید روی جسد بریزم اما چون نتوانستم جسد را از بین ببرم از خانه خارجش کردم.»
۳۱ مرداد ۹۴: دختر کوچولو در سرویس بهداشتی
غروب سی و یکم مرداد سال گذشته «کریم» دختر ۸ساله ای را که در حال بازی با دوستانش بود، صدا زد تا همراهش برود! دخترک هم بدون تأمل روسری زردرنگش را دور گردنش محکم کرد و پشت سر وی به راه افتاد.
او پشت سر کریم و از روی دیوار مخروبه وارد مدرسه روستا شد. جوان ۲۰ساله با حیله و نیرنگ، دخترک را داخل سرویس بهداشتی مدرسه برد و …وقتی با گریههای دلخراش کودک مواجه شد، روسری را دور گردن وی پیچید و او را به قتل رساند. او سپس گوشوارههای طلای دخترک را نیز سرقت کرد و با بستن در سرویس بهداشتی راهی منزلش شد.
۸مرداد ۹۵: حنانه کوچولو
حنانه پنج ساله چهارشنبه ۲۶ خرداد امسال در شهرک ولیعصر شهرستان سنقر و کلیایی از خانه خارج شد و دیگر بازنگشت. روز بعد ماموران جسد او را با دست و پای بسته زیر پل ورودی کمربندی جدید شهر پیدا کردند.
متهم به قتل در اظهاراتش به افسر تحقیق گفت: روز حادثه حنانه را دیدم که بستنی به دست در حال رفتن به سمت گلهای پایین محله است. به او نزدیک شدم و محکم دستش را گرفتم و به بهانه اینکه می خواهم او را نزد دخترم ببرم، حنانه را داخل حیاط خانه بردم.
دخترک التماس میکرد رهایش کنم تا نزد پدرش برود. مدام مادر و پدرش را صدا میزد. قصد داشتم نیت شیطانیام را عملی کنم که سر و صدایی را ازکوچه شنیدم. اهالی در جست وجوی او بودند. ترسیده بودم. نمیتوانستم رهایش کنم؛ چون هویتم را فاش میکرد. ابتدا ضربه ای به او زدم، بعد با پارچهای خفهاش کردم.
۵ مهر ۹۵: کیانا کوچولو
صبح روز چهارشنبه ۵ مهرماه ۹۵ گذشته خانوادهای در تماس با پلیس ۱۱۰ از گم شدن دختربچه هفتسالهشان به نام کیانا در نیشابور خبر دادند. خانواده این کودک مدعی بودند فرزند آنان نیمههای شب گذشته از خانه مادربزرگش ربوده شده است.
تشریح جنایت
متهم یعنی شوهر عمه کیانا با انتقال به محل قتل صحنه جنایت را بازسازی و اظهار کرد: با مادرزنم اختلاف داشتم. وسیلهای از خانهاش سرقت شده بود و او تصور میکرد من آن را دزدیدهام. یک شب که وارد خانه شدم، کیانا خواب بود و روی او چادری کشیده بودند. میخواستم با مرگ کیانا از مادر زنم انتقام بگیرم. دخترک را با چادری که روی او کشیده شده بود، دزدیدم و با موتور به خانه خودم بردم. دخترک را به طبقه سوم خانهام برده و نقشه شیطانی را اجرا کردم.
۲۸ خرداد ۹۶: آتنا کوچولو
آتنا که ساکن پارس آباد مغان بود ۲۸ خرداد ناگهان گم شد.
قاتل آتنا در اعترافات خود گفت: دو سه روزی بود که با دیدن آتنا و طلاهایش وسوسه شده بودم. روز حادثه به مغازهام آمد که آب بخورد و چون کسی آنجا نبود، به طرفش رفتم. خواستم نقشهام را اجرا کنم، اما او شروع کرد به فریاد زدن. برای همین دستم را روی دهانش گذاشتم و وقتی بهخودم آمدم که دیگر نفس نمیکشید. جسدش را داخل ساکی گذاشتم و آن را به پارکینگ بردم و در بشکهٔ پلاستیکی مخفی کردم تا سر فرصت در محلی خلوت رها کنم؛ اما چند روز بعد بهعنوان مظنون دستگیر شدم و رازم فاش شد.
۲۶ تیر ۹۶: کیمیا کوچولو
کیمیا ٧ ساله به همراه مادر و مادربزرگش در کرج زندگی میکرد، پس از سلب حضانت او از پدر واقعی به علت اذیت و آزار کیمیا، حضانت کودک به مادرش داده شد. پس از ازدواج دوم مادر کیمیا، متوجه رفتارهای عجیبی از سوی بابک می شود. پدر ناتنی ۷۰ باز به کیمیا تجاوز کرده است.
ناپدری متجاوز پس از بازداشت و زندانی شدن اعتراف کرده که شیطان پرست بوده، به دختربچهها علاقه داشته و به خاطر کیمیا با مادرش ازدواج کرده است.
۲۲ مهرماه ۹۶: اهورا کوچولو
بعد از این همه اتفاق که برای کودکان زیر ۱۰ سال رخ داده است، باز هم خبر از تجاوز و سپس قتل کودکان مظلوم میرسد. این بار، اهورای سه ساله طعمه دوست مادرش شد. هنگامی که اهورا و این مرد در خانه تنها بودند، مرد جوان بدون هیچ دلیلی به اهورا تجاوز کرده و بعد از مواجه شدن با صدای فریادهایش، چندین بار سر او را به دیوار کوباند. اهورا کوچولو طاقت نیاورد و به قتل رسید. قاتل ادعا کرده حالت روانی نداشته است.
دیدگاه ها :