خانه » دین و اندیشه » دلایل ۸ محقق شیعه در مخالفت با وقایع اربعین و ۳ دیدگاه مهم درباره رخدادهای آن
  • پنج شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷ - 2018 15 November

دین و اندیشه // ۱۸ آبان ۱۳۹۶  ,  ۱۱:۵۴  // کد خبر : 9965
مناقشات علمی در باره واقعه تاریخی اربعین؛ دلایل ۸ محقق شیعه در مخالفت با وقایع اربعین و ۳ دیدگاه مهم درباره رخدادهای آن

بعضی عقیده دارند اهل بیت امام حسین(علیه السلام) در سال ۶۱ هجری از شام برگشته و در بیستم صفر همان سال در کربلا با جابر بن عبدالله انصاری ملاقات کردند و همگان برای امام عزاداری نمودند. از این اربعین به عنوان اربعین اوّل یاد می شود. درباره اربعین اختلاف نظرهای متعددی وجود دارد.

به گزارش راوی امروز، این مطلب درباره چهار دلیل مخالفت و نیز سه دیدگاه مهم بین علمای شیعه در پاسخ به بررسی وقایع تاریخی اربعین را مرور کرده ایم.

مهم ترین دلیل بزرگداشت اربعین در روایت امام حسن عسکری(ع)
مهم ترین دلیل بزرگداشت اربعین سید الشهداء، روایت مرسله ای از امام حسن عسکری(ع) است که نشانه های مؤمن را پنج چیز دانسته و یکی از آنها را زیارت اربعین عنوان نموده اند. افزون بر این، امام صادق(ع) زیارت اربعین را به صفوان بن مهران جمال تعلیم داده است که در آن به بزرگداشت اربعین تصریح شده است.

حضرت امام صادق(ع) در ابتدای زیارت اربعین با پنج سلام، ارادت خود را به آستان اباعبدالله ابراز می دارد و زائر، با عرض این سلام ها خود را به پیشگاه آن حضرت نزدیک می کند و با تکرار آنها روح و روان خود را از زشتی ها و پلیدی ها پاک می نماید.
حضرت امام صادق(ع) در بخشی از زیارت اربعین می فرماید: «خدایا! امام حسین(ع) جانش را در راه تو بخشید تا بندگانت را از نادانی، سرگردانی و گمراهی نجات دهد».

پرونده سال گذشته خبرآنلاین درباره موافقان این روایت با تاکید بر «زیارت اربعین» در کُتب و منابع مستند و تایید ۱۰عالم شیعه درباره زیارت اربعین  را بخوانید.
در این میان اما برخی علما و محققان هستند که با اصل واقعه تاریخی اربعین مخالف اند. موافقان و مخالفان اربعین اول چه می‌گویند؟ برخی محققان شیعه درباره اربعین تشکیک کرده اند.

دلائل محققان معاصر از جمله: استاد مطهری، آیتی و شهیدی در مخالفت با واقعه تاریخی اربعین
درباره زیارت کاروان اسرای اهل بیت ـ علیهم السلام ـ از مرقد شهیدان کربلا در اولین اربعین سخنان بسیاری گفته شده، برخی از محققین معتقدند که کاروان اسیران در راه بازگشت به مدینه از کربلا عبور کرده و به زیارت شهیدان رفتند ولی برخی همچون محققان معاصر بر اساس مستندات پیشین، همچون مرحوم آیتی، دکتر جعفر شهیدی، و شهید مطهری معتقدند چنین چیزی امکان ندارد بلکه اسرای اهل بیت ـ علیهم السلام ـ در اولین اربعین به زیارت نرسیدند و ملاقات با جابر صحت ندارد. این مسئله نیز یکی از مسائل مورد اختلاف بین محققین است.
مرحوم محدث نوری صاحب مستدرک در کتاب لؤلؤ و مرجان این قضیه را با دلایل و شواهدی بعید دانسته و رد کرده است.
شهید مطهری هم که در نوشتن کتاب حماسه‌ی حسینی و برخی از آثارش مقداری از مرحوم محدث و کتابش تاثیر پذیر بوده است، آن را رد کرده است.
شهید مطهری می نویسد: اربعین جز موضوع زیارت امام حسین علیه السلام هیچ چیز دیگری ندارد و ماجراهایی که در خصوص بازگشت اسرا و دیدار با جابر و… نقل می شود، فقط در لهوف نقل شده که سید بن طاوس در کتاب های دیگرش آن را تکذیب کرده و لااقل تأیید نکرده است.
استاد مطهری همچنین به دلائل زیر اشاره می کند:
۱- اصلا راه شام از کربلا نیست
شهید مطهری درباره اربعین می‌گوید: اصلاً راه شام از کربلا نیست و چنین قضیه‌ای غلط است که به کربلا آمدند و اهل‌بیت با جابر ملاقات کردند و اربعین تحریف شده است.
۲- دروغی که جامعه ایرانی پذیرفته است
شهید مطهری در کتاب حماسه حسینی این واقعه را یکی از دروغ هائی دانسته که جامعه مرده آنرا پذیرفته و همین مطلب را یکی از دلائل بر مرده بودن جامعه آنروز ایران دانسته است.
۳- در هیچ کتاب معتبری وجود ندارد
شهید مطهری در سخنرانی روز اربعین خود نیز می گوید: «یک جریان ساختگی که در هیچ کتاب معتبری وجود ندارد و تنها در یک کتاب وجود دارد که آن کتاب به اتفاق تمام ارباب مقاتل معتبر نیست … ولی هیچکدام از مورخین و محدثین و مقتل نویسان اسلام این را ننوشته‌اند بلکه تکذیب کرده‌اند و عقل هم آن را تکذیب می‌کند.» ( کتاب حماسه حسینی)
این دو محقق بزرگ جهان تشیع بدین ترتیب وقوع این اتفاق تاریخی را انکار کرده‌اند.

پاسخ موافقان اربعین به شهید مطهری:
موافقان در مخالفت با نظر شهید مطهری می گویند:
از نظر عاطفی و عقلی اصلاً بعید نیست که انسان بعد از از دست دادن عزیزانش به هر نحوی که ممکن باشد برای تسلی خاطر و تسکین آلام روحی بر سر مزار او برود و در آنجا عزاداری کند! عقل چگونه با چنین چیزی مخالف بوده و آنرا تکذیب می‌کند.
بانویی مثل زینب که محبوبترین فرد خاندانش(برادرش حسین) و سایر برادران و فرزندان و برادر زادگان را از دست بدهد و خودش به اسارت برده شود و در راه بازگشت به مزار آنها نرود، امام زین‌العابدین ـ علیه السلام ـ امام معصوم که از هر لحاظ در کمال و در اوج عواطف انسانی و عظمت معنوی مزار عزیزانش را زیارت نکند و فرزندان و خاندان پدرش را برای وداع به کربلا نبرد! اتفاقا اگر نرفته باشد، جای بسی تعجب است و از نظر عقلی رجحان با رفتن اسراء به کربلاست و نرفتن مورد مذمت عقل است! چون مسیری که اسراء را از کربلا به سوی شام آوردند از همان مسیر ممکن است اسراء از شام به کربلا برگردند در هر صورت شهر مدینه بعد از سرزمین کربلاست و کربلا در بین راه سوریه کنونی(شام) و کشور عراق واقع است و از نظر عقلی هیچ استبعاد و مانعی وجود ندارد و از محالات نیست که خاندان امام حسین ـ علیه السلام ـ در راه بازگشت به مدینه در اولین فرصت به زیارت قبور مطهر شهیدان رفته باشند.

دلیل دیگر شهید مطهری برای رد واقعه اربعین
یکی از دلائل شهید مطهری این است که هیچ یک از مقتل نویسان و مورخان اسلامی این واقعه را ذکر ننموده‌اند. مطهری در کتاب حماسه حسینی می نویسد:
«… هیچکدام از مورخین و محدثین و مقتل نویسان اسلام این را ننوشته‌اند بلکه تکذیب کرده‌اند و عقل هم آن را تکذیب می‌کند.»

نگاهی به سه دیدگاه مهم: آیا اسرای کربلا بعد از ۴۰ روز به کربلا بازگشتند؟

بعضی عقیده دارند اهل بیت امام حسین(علیه السلام) در سال ۶۱ هجری از شام برگشته و در بیستم صفر همان سال در کربلا با جابر بن عبدالله انصاری ملاقات کردند و همگان برای امام عزاداری نمودند. از این اربعین به عنوان اربعین اوّل یاد می شود.
درباره اربعین اختلاف نظر است. سه دیدگاه از اهمیت بیشتری برخوردار است:

دیدگاه اول و مشهور (کاروان اسرا ۴۰ روز پس از واقعه عاشورا به کربلا رسیدند)
بعضی عقیده دارند اهل بیت امام حسین علیه السلام در سال ۶۱ هجری از شام برگشته و در بیستم صفر همان سال در کربلا با جابر بن عبدالله انصاری ملاقات کردند و همگان برای امام عزاداری نمودند. از این اربعین به عنوان اربعین اوّل یاد می شود. این دیدگاه از شهرت بیشتری برخوردار است.

مرحوم سید محمدعلی قاضی طباطبایی کتابی مستقل برای اثبات این ادعا تدوین کرده است. مرحوم ابن طاووس از طرفداران این دیدگاه است وی می نویسد: «راوی گفت: چون زنان و عیالات حسین(ع) از شام بازگشتند و به کشور عراق رسیدند، به راهنمای قافله گفتند ما را از راه کربلا ببر، پس آمدند به قتلگاه رسیدند، دیدند جابر بن عبدالله انصاری و جمعی از بنی هاشم و مردانی از اولاد پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم آمدند برای زیارت قبر حسین(ع) پس همگی به یک هنگام در آن سرزمین گرد آمدند و با گریه و اندوه با هم ملاقات کردند و مجلس عزایی که دل ها را جریحه دار می کرد، برپا نمودند و زنانی که در آن نواحی بودند، جمع شدند و چند روزی به همین منوال گذشت» ابن نما و برخی مقتل نویسان دیگر نیز طرفدار این نگرش هستند. طرفداران این دیدگاه شواهد و قرائنی را دستمایه خویش قرار داده و دلائل مخالفان دیدگاه خود را پاسخ داده اند.

دیدگاه دوم(کاروان اسرا اصلا به کربلا نرفتند و اربعین وجود ندارد)
بعضی دیگر برگشت اهل بیت به کربلا و ملاقات آنان با جابر را قبول ندارند.بر اساس این دیدگاه اربعین وجود نداشته است که تاریخ و نحوه رفتن اهل بیت (ع) به کربلا مطرح باشد. مرحوم آیتی از طرفداران این نگرش است: در داستان آمدن اهل بیت(ع) از شام به عراق و رسیدن آنها در اربعین یعنی بیستم صفر به کربلا را به هیچ وجه نمی توان قبول کرد یا سند قابل اعتماد برای افسانه تاریخی به دست داد.
اهل بیت عصمت (ع) در ماه رجب سال ۶۰ هجری از مدینه به مکه رفتند… پس از مدتی که در کوفه گرفتار بوده اند، طبق دستوری که از شام رسید، آنان را به شام فرستادند و از آن جا هم بعد از مدتی که معلوم نیست، به مدینه طیبه بازگشتند و حق آن است که تاریخ حرکت اهل بیت به شام و تاریخ رسیدن آنان به شهر دمشق و مدت توقف اسیران در مرکز حکومت یزید و تاریخ حرکت آنان از دمشق به طرف مدینه و تاریخ ورود آنان به شهر مقدس مدینه، هیچ کدام از این ها به درستی معلوم نیست»
استاد شهید مطهری نیز رفتن اهل بیت به کربلا و ملاقات آنان با جابر بن عبدالله را قبول ندارد. به نظر ایشان، مدت زمانی و تاریخ رفت و برگشت آنها به گونه ای است که امکان ندارد پس از چهل روز دوباره به کربلا برگشته باشند. طرفداران این دیدگاه برخی از شواهد را دستمایه خویش قرار داده و اربعین اوّل را به صورت عادی از محالات دانسته اند.

دیدگاه سوم(کاروان اسرا در اربعین سال ۶۲ و یا سال های بعد به کربلا رفتند)
بعضی دیگر بر این عقیده هستند که اربعین وجود داشته است؛ بدین معنا که اهل بیت (ع) در کربلا حضور یافته و برای امام حسین (ع) و یاران او عزاداری کرده اند. ولی در سال اوّل و یا سال های بعد بوده است، معلوم نیست.
از آن چه گذشت می توان نتیجه گرفت که بر اساس مبنای اوّل مدت چهل روز از آغاز حرکت اهل بیت (ع) تا برگشت آنان به کربلا طول کشیده است؛ ولی بر اساس مبنای سوم اربعین وجود داشته و اهل بیت (ع) به کربلا بازگشته اند، اما تاریخ و مدت آغاز حرکت اهل بیت از کربلا و بازگشت آنان بدان جا معلوم نیست، همچنین معلوم نیست برگشت در سال اوّل بوده است یا سال بعد. اما بر اساس دیدگاه دوم اصلاً ملاقات با جابر وجود نداشته تا تاریخ حرکت اهل بیت(علیهم السلام) از شام به کربلا و پیمودن مسافت شام تا آن شهر مطرح باشد.

چهره ها و محققان مخالف و موافق اربعین
در پایان لازم است اشاره کنیم که علامه مجلسی در «بحار الانوار»، محدث نوری در «لؤلؤ و مرجان»، شیخ عباس قمی در «منتهی الآمال» و مرحوم شعرانی در «ترجمه نفس المهموم» و …. از جمله مخالفان واقعه اربعین هستند.
از معاصران هم مرحوم محمدابراهیم آیتی، دکتر سید جعفر شهیدی و شهید مطهری، ورود اهل بیت به کربلا را در نخستین اربعین نپذیرفته اند.
اما کسانی همچون ابن نما حلّی (۶۴۵ ق) در «مثیر الاحزان»، سید بن طاووس در «لهوف» و شیخ مفید معتقدند که اهل بیت(ع) در همان نخستین اربعین به کربلا آمده اند. ابوریحان بیرونی، ملاحسین کاشفی و شیخ بهایی نیز بر این نظرند.

 

منبع: خبرآنلاین



دیدگاه ها :



 
 

آخرین اخبار