خانه » اجتماعی و حوادث » مشکلات بسیار بغرنج قشر مهجور کارگری کشور
  • پنج شنبه ۹ تیر ۱۴۰۱ - 2022 30 June

اجتماعی و حوادث // 2 می 2017  ,  08:36  // کد خبر : 3809
دلنوشته کارگری/ مشکلات بسیار بغرنج قشر مهجور کارگری کشور

یک کارگر شریف و زحمتکش در قالب دلنوشته به مشکلات بسیار بغرنجی که این قشر مهجور کشور با آن دست به گریبان هستند پرداخته است.

به گزارش راوی نیوز، این هموطن کارگر در مطلب خود آورده است: «شاید این صحبت ها تکراری باشد و میلیون ها بار شنیده باشید اما متأسفانه تاکنون ندیدم هیچ کسی واکنشی نشان بدهد و قدمی برای قشر واقعاً ضعیف کارگران جامعه بردارد. کارگران قشر زحمتکش مملکتمان هستند که بین آنها از بی سواد تا باسواد وجود دارد.

در مملکت ما در حال حاضر کارگر بیشترین کار و زحمت را انجام می دهد درحالی که پایین ترین درآمد را کسب می کند و تازه همان حق و حقوق کم هم به موقع پرداخت نمی شود.
انصافاً ما در کشوری زندگی می کنیم که همه می دانند در دنیا از لحاظ دارایی هیچ چیز کم ندارد. چه زمانی و چه کسی قرار است حرف دل قشر کارگر را بشنود و فکری به حالمان کند؟ اصلاً کسی هست که این توانایی را داشته باشد که برای درآمد کارگران کاری کند؟!
اگر با وجدان خود حساب کنیم انصافاً ظلم نیست کسی بیشترین ساعت عمرش مشغول کار باشد – حتی کاری که از لحاظ فیزیکی سخت ترین کار هست – اما حق و حقوقش ماهانه به یک میلیون تومان هم نرسد!؟
گناه کارگران چیست؟ چون درس نخواندند؟ خوب اگر شرایط مالی پدرانمان مناسب بود مگر بدمان می آمد تحصیل کنیم؟
کسی که در مملکت ما کارگر است نسل های بعدی اش هم در این مملکت سوخته محسوب می شود چون درآمدی نداریم که فرزندانمان هم بخواهند ادامه تحصیل بدهند؛ پس عاقبت آنها هم می شود کارگری و این چرخه برای فرزندان فرزندانمان هم ادامه پیدا خواهد کرد.
واقعاً در این مملکت سران زندگی نمی کنند که حقوق کارگر را زیر یک میلیون تعیین و تصویب می کنند؟ آیا می شود با این دریافتی، یک ماه زندگی کرد؟
کاش این یک میلیون فقط برای خرج مایحتاج زندگیمان بود. اما فاجعه آنجاست که هنوز حقوقمان را دریافت نکردیم فقط کرایه خانه با هزینه آب، برق، گاز، تلفن و شارژ ساختمان نصف این دریافتی و حتی بیشتر از نصف آن را شامل می شود.
به آن خدایی که می پرستیم از ۶ صبح از منزل خارج می شویم و ۸ شب برمی گردیم، اما هروقت زن و بچه هایمان چیزی نیاز دارند فقط می گوییم نداریم. حسرت به دلمان مانده بتوانیم کمی برای شریک زندگیمان آسایش و آرامش بوجود بیاوریم.
بنده ۱۰ سال سابقه کار دارم اما با تمام این مشکلاتی که گفتم جالب است همیشه ترس دارم که نکند کارم را از دست بدهم؛ چون کارخانجات، تمام کارگران را قراردادی جذب می کنند و اکثر کارخانجات قراردادشان ماهانه امضا می شود تا هروقت خواستند بتوانند تعدیل نیرو کنند.
جالبتر از همه این که وزارت کار هم تمام قوانینش به سود صاحبان کارخانجات هست نه کارگر بیچاره!
کمترین درآمد و کمترین امنیت شغلی برای کارگران است و این واقعاً جای تأسف دارد. چرا باید لباس حرّیّت بر تن کنیم و از اسلام حرف بزنیم اما برخوردمان و رفتارمان حتی با یزیدیان و معاویه هم قابل قیاس نباشد؟
خدا کند روزی واقعاً کسی بینمان باشد که دلش به حال ما بسوزد. کاش ما را هم مثل فرزندان خودشان بدانند. ما شیعیان امیرالمومنین هستیم اما چقدر مثل امیرالمومنین برای دیگران دل می سوزانیم؟
من یک جوان این مملکت هستم که گاهی اشک می ریزم و دلم می خواهد یک نفر حرفم را بشنود که بدانم به ذره ای از آن عمل می کند. گاهی به خودم می گویم واقعاً چرا نمی توانم سران کشورم را به راحتی ببینم و چرا نمی توانم دردهای دلم را به گوش ایشان برسانم.
فقط من نیستم! اکثر جوانان مملکتم مثل من حسرت آرامش دارند. اگر می توانید واقعاً حرفهای ما را به کسی برسانید که فکری به حال این نسل سوخته بشود.»



دیدگاه ها :



 
 

آخرین اخبار