خانه » فرهنگی و هنری » نقدی بر جشنواره تئاتر دانش آموزی
  • جمعه ۲۸ مرداد ۱۴۰۱ - 2022 19 August

فرهنگی و هنری // 25 مارس 2017  ,  18:43  // کد خبر : 2714
چه فاجعه ای در مدارس در حال وقوع است؟ نقدی بر جشنواره تئاتر دانش آموزی

هنر در یک جامعه نشانه خردجمعی و میزان سطح تفکر و فرهنگ اجتماع است.

به گزارش راوی امروز، اگر زبان بین الممالکی یک جامعه زبان مشترک هنرباشد انتقال مفاهیم و صدورایدئولوژیهابه سهولت وباعمرطولانی تر و تاثیر بیشتری صورت میگیرد. حال اگر این خردورزی و هنرگرایی و به زبان مشترک رسیدن در ایام تحصیل و کودکی شکل بگیرد قطعاماناترخواهدبود.

حال اگر این هنرگرایی و خردورزی در یک مجموعه و بسته فرهنگی وهنری به نام تاترکه مجموعه ای از هنرهای هفتگانه را درخود دارد اجراشود قطعانتایج بارزتری خواهدداشت.

چند نکته

یک

این مقاله درنظرنداردکه مجری طرح یامسئولیت شناسی کندبه این شکل که چه کسی مسئول ایجادیامجری طرح است؛بلکه درنظردارد به کشف سوء اثرهای حاصل از مدیریت حراستی و اداری بر آنچه را که به عنوان هنر تاتردانش آموزی میشناسیم و البته غالب جشنواره ای آن بپردازد

دو

این مقاله درنظر ندارد راهکارو شیوه نامه نوینی بر سیستم وزارت اموزش وپرورش بیفزاید

سه

این مقاله درنظر دارد به این سوال پاسخ بدهد که: چرا بااینکه سالهاست جشنواره تاتردانش آموزی درحال برگزاری است هنوز نتوانسته از یک سطح معین بالاتربیاید و چرا خروجی آن نه فرهنگی بوده ونه هنری؟

علت این سوال و ادعای کم اثر بودن این روند بر دو مطلب استواراست:

اول عدم پرورش و رشد سطح خود نمایشها از یک کار بی بنیه به یک نمایش شسته رفته

دوم هُرهُری کاری و سری دوزی های نمایشی مدارس و ادارات تابعه فقط برای رفع تکلیف معاونت های پرورشی

سوم عدم اعتنابه جایگاه واقعی تاتردانش آموزی و نگاه سخیف به آن

چهارم عدم استقبال مدارس به این شیوه به عنوان یک عنصر آموزشی نوین که سالهاست در غالب تاترپداگوژیک در جهان پیشرو مطرح است.

اما بعد

دراینکه رسالت واحدهای آموزشی ارائه موادآموزشی و تربیت علمی افراداست شکی نیست اما چندسوال همیشه مطرح است

اول آیا آموزش صرف نیاز بشری است؟

دوم آیاتعاملات اجتماعی و رشد سطح فرهنگی فقط در فرمولهای ریاضی وشیمی و فیزیک نهفته است؟

سوم آیا ذات کمالجوی بشری با دروس بی اثر و کم اثر سیستم آموزشی به غنای موردنظرش خواهدرسید؟

چهارم آیا علوم آکادمیک صرف میتواند روح بشری را به کمال برساند؟

آنچه واضح ومبرهن است آن است که ما در کلام حضرت الله نیز اشاره ای ناب داریم بر این نکته که اول یزکیهم و دوم یعلمهم(سوره جمعه) پس تزکیه بر تعلیم مقدم است.

با توجه به این مسئله اولین آسیب جشنواره تاتردانش آموزی رخ عیان میکند که باتوجه به تاکید سیستماتیک آموزش وپرورش بر تعلیمِ مقدم برتزکیه که باعث شد سالها بخش معاونت پرورشی آن نیز تعطیل شود پس تاکید بربرگزاری این بخش و هزینه های هنگفت بخشنامه وحق الزحمه داوران و هزینه های جاری و اردوهای رقابتی و همچنین هزینه وقت دانش آموزان و مدارس وتعطیلی کلاسهاو بیکاری معلمین وغیره چه محلی ازاعراب دارد؟

آیااین مسئله به ذهن متبادرنمیشودکه قصدازاین همه هزینه صرفاارائه بیلان و گزارش بازی های جنون آمیز برای دهه مبارک فجر است و سیستم ومدارس صرفابااین بازی عریض وطویل درصددعرض ارادت به نظام هستند؟ و آیا برای این عرض ارادت وگزارش رد کردن راهی بهتروکم هزینه تراز به مسلخ کشیدن هنر نمایش ندارند؟که به هرضرب و زوری وبابی کیفیت ترین شکل به ارائه آثاری ضعیف وسخیف ودمِ دستی که حتی درحدواندازه استعدادهنری دانش آموزان باهوش ایرانی نیست پرداخته میشود.که همین ارائه بی کیفیت آثارموجب تربیت مردمانی بی انگیزه و سطحی نگر به عنصرفرهنگ و هنر وابتذال گرا در زمینه هنرهای نمایشی میشود.

این عملکردموجب تربیت نسلی منزجرو منفعل وبی هویت نسبت به ابزاری میشودکه میتواندبرای تربیت وتقویت اصول بنیادین دین ونظام به کارگرفته شود. این نگاه سخیف پرور گاهی آنقدر رو ارائه میشودکه گویی دستهای پشت پرده در حال تربیت و هدایت عامدانه نسل چهارم انقلاب در برابر خرد به سوی بی خردی است. به معنی واضح تر آنکه عده ای غافل یا معاند در صدد هدایت های خاص ذهن دانش اموزان به سوی اغراض پلید خود هستند.

برآیندوآثاراین هدایت عامدانه به سوی تعریف سطحی ازهنر وبی تفاوت بارآوردن مردمان نسل آتی را میتوان در حوادث پیرامون دید

به معضلات اجتماعی نگاهی بیندازیم خواهیم دیدکه میتوانستیم باتقویت خردورزی و همچنین ابزارخرد پرور مانند هنرتاتر خیلی ازاین بداخلاقیهارا ازجامعه زدود.

متاسفانه سیستم آموزش وپرورش ایران به سبب تفکر محافظه کارانه و افراطی خود دربرخوردبا ابزارهای آوانگاردوتوسعه طلبانه و باهدایتها وممیزیهای بشدت جهتدارخودوپنهان شدن این پلیسبازیهای ایدئولوژیستی پشت اسم و کاریزمای دین ومذهب و استفاده ترفندآمیز و  ابزاری از دغدغه جلوگیری ازانحطات باعث انحطات مضاعف وتقریب وگرایش دانش آموزان به مراکزی بسیار بازتر و بی پرواتر اجتماع شده که اثرات آن به شدت مخرب تر از حذف یا تعدیل شدید حکمفرما در سیستم آموزش و پرورش است.

اشکالاتی که از عدم توجه به رسالت واقعی جشنواره دانش آموزی در ایام الله دهه فجر پیش آمده کم نیست.

اشکالی چون اشکال اول در مدرسه و در میان دانش آموزان پیش میآید؟

ابن الوقت بار آمدن نسل آینده نظام که برای فرار از سیستم آموزشی هنر و در واقع خرد را دست آویز فرار از کلاس میکند و حس پیروزی این فرار قانونی اورا بعده ها به یک رانتخوار حرفه ای ویا یک نرّاد زبر دست در دور زدن قانون تبدیل خواد کرد که میتوان با استفاده ابزاری از ایدئولوژی امام خمینی در ایام فجر برای دور زدن مدیر و معلم بهره برد و کم کم این ابزارها تبدیل به قسم دروغ به اسم جلاله خداوند و قرآن و ائمه میرسد که باعث تسخیف این نفوس اعظم و دین میشود. وباعث این تربیت تکفیری کیست؟ آیا اگر سیستم آموزش و پرورش ما به جای تحکم و فشار بر دانش آموز و ایجاد فضای بازجوخانه به فضای تبادل نظر و دخیل کردن ایده های دانش آموزان در امر آموزش میپرداخت دانش آموز فرصت طلب بارمی آمد؟

آیا اگر سیستم آموزش و پرورش ما در عرصه خردورز ما مثل عرصه هنر و فرهنگ از پلیس بازی های گشت ارشادی تبدیل به راهنمای خیرخواه و خوش بین میشد امروز شاهد سیاستهای مزورانه دانش آموزی در جهت فریب معلم ومدیر بودیم؟

آیا اگر سیستم ما درست عمل میکرد وجایگاه هنر را در دیدگاه دانش آموزان به مدینه فاضله تبیین میکرد نه عشرتکده و محل فساد امروز شاهد مخفیکاریهای دانش آموزی در گرایش به خرد داشتیم؟

وای به حال ملتی که هنر را عشترکده و هنرمند را مفسد تلقی کند چون برای خرد آن ملت باید مجلس ترحیم برپاکرد.

اشکال بعدی که تالی فاسد همین تفکر اختناق گرا و شرمسارساز نسبت به هنراست در مرحله تولید اثراست.

آن نگاه متوهم ازتوطئه که همیشه همه را گناهکارمیداند در هنگام تولید اثر هنری در غالب نمایش از ترس رخنه کفار و نجاسات در بدنه پاک و بی آلایش سیستم برای تولید اثر به معلمین و معاونین پرورشی که دو مشکل عمده دارند رجوع میکند

مشکل اول مشغله بسیار بالای مباحث پرورشی والبته اکثرا فرمایشی و مشکل دوم عدم تخصص لازم این عزیزان.

سیستم برای اعلام برائت خود از جامعه منحط هنرمندان دست به دامان عناصرداخلی خود میشود تابه تولیداثر بپردازند و نتیجه این درخواست شروع به کارکردن مربی پرورشی و معلم بدون هیچگونه پیش زمینه صحیحی از هنر وهنرنمایش که در چهارچوب استانداردهای خود وزارتخانه هم بگنجداست. واین بی سوادی باعث تولید اثری سخیف بی بنیه و ساده میشود که تصور دانش آموز ازتاتر را انقدر سخیف میکند که نمایش هنری است بسیار نازل وبدون بنیاد و هر علاقه مندی به صرف علاقه میتواند دست دراین دیگ خوش آب و رنگ کند و آشی به ثمر برساند بس بدرنگ و بد بو و بدطعم که همین اتفاق باعث میشود دانش اموز امروز فردا که پدرشد یا مادر در مواجهه با مرکز تاتر یک منطقه از آن به عنوان یک وقت تلف کن و جایگاه بی ریشه یادکند که از فرط ساده بودنش بی ارزش است پس بهتراست پولمان را صرف خوردن چیپس میمون داری کنیم که ژانگولرتر ازیک بازیگر تاتراست.

که همین نکته باز شاخکهای تیزبینان جامعه را تکان تکان میدهد که منافع چه کسانی در گرو خردگریزی جامعه و شکمچرانی به جای تفکرگرایی است.الله اعلم.

به همین سادگی.

اشکال بعدی که در این جشنواره هاپیش می آید حضور مربیان فنی است.

الحمدالله با تلاش و پوست کلفتی گری اغلب هنرمندان متخصص و ارتقاء شعور گروهی دانابه امور این موضوع چندی است مکشوف شده که بهتراست برای آبروی خودمان هم که شده کار را به کاردان بسپاریم و برای حداقل کسب امتیاز بالاتردرمیان همکاران و اداره نشینهای مرکز از یک متخصص و مربی فنی بهره ببریم.

همین امر موجب دخول و نفوذ عده ای هنرمند مطلع درمیان دانش آموزان شده تا در کنار تولید یک اثر موجه سطح تفکر دانش آموز و نگاه واقع بینانه او را تربیت کنند که تاتر این است و نه آنکه سالهادرگوشتان خواندن.

اما این حضورچه اشکالی دارد؟

این حضور به ذاته اشکال که ندارد هیچ بلکه نشانه بلوغ فکری حضرات بلاتشین است اما یک نکته را باید موشکافانه رصدکرد وآن اینکه در یک ظرف نامانوس ونامناسب متریال و مواد اولیه خوب بریزید ،آیا نتیجه همان میشود که میخواهیم و باید بشود یا اینکه کاربازهم جایی لنگ خواهد زد!!!

نکته دقیقا همینجاست،مربی فنی را استخدام میکنیم به او تعدادی دانش آموز میدهیم و اورا ملزم میکنیم که فقط وفقط وفقط از متون و موادی بهره ببر که موردتاییدماست؟!

چرا؟ چون در داوری داوران وکارشناسان اداره به موضوعات خاص نگاه میکنند و آثاری که غالب تعریف شده ای دارند را میپذیرند!!!

این به آن معنی است که عملا باز نتیجه هیچ_هیچ به دست می آید؛ یعنی تفکر،ایده پردازی و خلاقیت در عمل نمودی نخواهد داشت وعملا حضرات دست وپای اندیشه را در پوست گردوی حراست و پلیس بازی های پیش نیامده میبندند و به قول معروف ((داروغه بیا منو بگیر)) میشوند!!!

نگرانی این طیف این است که مبادا کاری تولید شودکه با شئونات همگام نباشد.

چند سوال

اول کدام شئونات؟شئوناتی که خودساخته ایم یا دین و مذهب برای ماساخته اند؟

دوم چرا نگرانی وقتی که میتونیم در مرحله تولید با نظارت درست از انحراف جلوگیری کنیم نه اینکه از همان اول با حذف صورت مسئله خلاقیت خیالمان را راحت کرده و ازبار مسئولیت تربیت نسلی خلاق طفره بریم.

در هرحال آسیبی که اکنون پشت ژست روشنفکری دعوت از متخصص ومربی فنی پنهان شده آسیب دیکتاتوری و تحدید خلاقیت است.

اگر سیستم اموزش و پرورش اعتمادکند به هموطن خود و به اینکه هرکسی که خارج سیستم است لزوما ضدانقلاب و ضداخلاق نیست و همچنین هرکسی که هنرمندو علی الخصوص تاتری است مبتذل و لاجرم بی ریشه نیست قطعا میتواند از این سرمایه و منبع انسانی به نفع منویات خود و نظام و رئوس نظام بهره ببرد.

به قول خود اشاره کنم که کاش مسئولین اونقدر باهوش بودند که از امثال حقیر جای استفاده سوء استفاده میکردند در مسیر ایدئولوژی خودشان و جای پناه بردن به بنر و تراکت و تابلوهای کوتاه عمر،به ثروت انسانی خود توجه میکردند.

همین تنگ نظری ها موجب شده تا ما در جهان سوم باقی بمانیم و نتوانیم در میان سیستم های آموزشی به جایگاه حقیقی خود برسیم و نظامهای بی بنیان و مادی به خاطر تنبلی و تنگ نظری و پلیس بازی ما به ظاهر مسلمانان از خدای احدوواحد عبور کرده اند چون مانتوانستیم خدایمان را در دل دانش آموز خودمان بپرورانیم چه برسد خارج از مرزهای جغرافیایی.

همانطور که در دواشکال قبل به درهم تنیدگی معضلات رسیدیم در این برحه هم بازتاکید میکنم که این اشکال آتی نیز تالی فاسد دواشکال قبل است.

آنگاه که دانش آموز به سطحی نگری رسید و مربی تاتر از میان همکاران بی تخصص گزینش شد و یا مربی فنی متخصص محصور شد ودرنتیجه اثری سخیف تولید شد در مرحله داوری نیز همان سخافت سرایت میکند.

اصولا داوری در دو بخش منطقه و استان و بعد کشوری انجام میشود.

در بخش منطقه اصولا از فرهنگیان استفاده میکنند یا فرهنگیانی که تخصصی نسبی دارند که جای بسی خوشحالی دارد و یا همکارانی که متاسفانه فقط همکارند و حراست خیالش ازباب عدم نفوذ راحت میشود.

و همینطور قصه اسفبار داوری تا کشوری ادامه دارد.

کارهایی که بعضا تولید خود داور است!!!وقطعاکار خود داور بالاخواهد رفت چه باکیفیت چه بدون کیفیت و همین لابی گری ها و افساد در آراء موجب الگو سازی میشود که چون سال گذشته فلان کار بافلان گونه بالارفته پس همین شکل و همانطور تولیدها انجام میشود به امید انکه بالابروند.

اما دریغ ازاینکه ایا سال دیگه همانهاداورند؟ایااجازه میدهند کاردیگری بالابرود؟ و هزاران سوال بی جواب دیگر که موجب فساد مرگ خلاقیت شده و دانش آموزان می آموزند اگر پارتی داشته باشند موفقند نه ابتکار.

متاسفانه داوری مسابقات تاتردانش آموزی در یک مرحله قبل ترقرار دارد یعنی مرحله بازبینی و شورای نظارت برمحتوا.

به این مفهموم که اثاردانش آموزان نسبت به استانداردهاداوری نمیشوند بلکه اول خطوط ازپیش نوشته شده ویا حتی نانوشته و بعد مرحله فنی اثر دیده میشود.

بهترمیبینم از مرحله پر از چالش داوری عبور کنم که خود چالشی عمیق و مفسده ای بزرگ است که بیشتر مروج خودخواهی ،دیکتاتوری،لابی و رانت خواری و ویژه خواری است. داوری باعث آن شده که مدارس به جای پرداختن به رسالت پرورشی جشنواره بیشتربه دنبال جذب داوران به سوی خودباهرطرفندی بشوند.گاهی یک مدرسه با به رخ کشیدن لباس اشرافی بازیگران یا دکور عجیب خود درصددسحر داور و به نحوی خریدن ذهنیت داور است. واین عملکردمدارس باعث میشود دانش اموز در آینده بیش ازآنکه دراندیشه تولیدمحتواباشد به سوی اشرافی گری و سطحی نگری در زندگی خویش سوق پیداکند.

گاهی فکرمیکنم نبود جشنواره دانش اموزی نافع تر است تابرگزاری آن.

ازچالش داوری که عبور کنیم و به لابی هاواعمل نفوذهابرسیم میبینیم درسیستم اموزش وپرورش همیشه دستهایی برای اعمال آراء وجود دارد به نحوی که درطول سالها یک مدرسه خاص یا یک شهرستان خاص یا یک استان خاص بالامیرود و این نه تنهاانگیزه رادرنقاط دیگرکشور سلاخی میکند بلکه سیاه نمایی عجیبی میان دانش آموزان از سیستم آموزش وپرورش را ایجادمیکند.متاسفانه بزرگان امورتربیتی در سیستم انوزش وپرورش گاهی دست به بی تربیتی ترین امرممکن میزنندوباسفارش وتلفن بدون توجه به محتوااثری رابه مرحله بعدمیفرستندو به این دقت نمیکنندکه درمرحله بعدآنهانیستندکه کمکی کنندواین اثربی کیفیت یاکم کیفیت چگونه قراراست خریدار آبروی حرفه ای آنهاوداوران وکارشناسانشان باشد.

واین دیدگاه باعث نوعی کبروغرورمیان کارشناسان و شرکت کنندگان ایجادکندکه مامیفهمیم و دیگران شایدکمترازمابفهمندوهمین امرپایه گذارترویج عدم عزت نفس میان دانش آموزان شود.وناخودآگاه نسلی ضعیف النفس و تحقیرشده بارمی آیدکه عاملش در ذهن دانش آموزان چیزی نیست جز شرکت در تاتر،در تاتری که معلم گفت نرو،خانواده گفت نرو،وجامعه گفت نرو!!!وحال بااین حس شکست مفتضحانه ویا بُردحقیرانه ورانتخوارانه بایددرگیرشودوچه بهترکه کلاهنرمندی وخردورزی را اذهن خویش بیرون کندتا راحت شود واین گام اولِ

سقوط به ورطه بی مسئولیتی و گریز از مسئولیت اجتماعی است.

ازدیگر آسیب های جشنواره کنونی تاتردانش آموزی میتوان به بعداز مسابقات اشاره کرد.

به پروسه جشنواره دقت کنید بهمن ماه فصل مسابقات است تمرینات از مهر و آبان و گاهی ازآذر ودی و گاهی درکمال تعجب از بهمن آغاز میشود.دانش آموز باحذف ساعات آموزشی با التماس و درخواست و گاهی قهروآشتی زمانی را به تمرین اختصاص میدهدوسعی میکندبه خانواده و مدرسه بقبولاند که تاترسخیف و بیخودوبیهوده نیست مدتی به تمرین میگذرد کاردآماده مسابقه میشود روزمسابقه برگزارمیشود و ناگهان همه چیز تمام!!!نه اجرای عمومی ونه ادامه راهی که برای هموارکردنش ماه هاتلاش شده.

متاسفانه سیستم گزارش بازی و بروکراسی بیلان محور نظام ما وعلی الخصوص آموزش وپرورش باعث شده به محض اینکه گزارش و مستندات گزارش حاضرشد ادامه کار کالعدم تلقی شود وتمام زیرساختهاوسرمایه گذاری هابه سرعت کنارگذاشته شود و جالب و غم انگیز آنکه در سال بعد بازهمین پروسه از اول تکرارمیشود و یک مدیریت هوشمند برای بهره برداری از آنچه در سال گذشته کاشته شده وجودنداردکه از منابع قبلی دوباره بهره ببرد وبا حفظ نیروی تربیت شده دوره قبل دوره بعد وحتی دوره های بعدتر را بگرداند.

این آسیب را بیفزاییدبه عدم استقبال از گروهی که ماههابرای جشنواره زمان گذاشته و چه خوب وچه بد برای مدرسه و مدیروسیستم بیلان سازی کرده و همچنین عدم تشویق ویا تشکری ساده از گروه های دانش آموزی و درادامه تقویت اخلاق تشکرنکردن و ناسپاس بودن و اشاعه این تصور درذهن نسل آینده که هرکسی که به شما لطف کرده وظیفه اش بوده و فرهنگ طلبکار بودن از جامعه و متوقع بودن از دیگران صورت می گیرد.

جمعبندی

قبل ازآنکه به مجموع مطالب نگاهی گذرابیندازیم این رامتذکر شوم که این گفتار بخش بسیار کوتاه و عیان آسیبهای موجود در سیستم آموزش و پرورش ایران در برخورد بامقوله امور پرورشی بود و درد ورنج دراین خصوص بسیارعمیق ودردناک است.

باشد که این اقدام مقدمه ای بر عمل باشد.

اما برآیند ده سال تلاش وحضور مستمر در بخش آموزش و تولیداثر و داوری وتدریس در تاتردانش آموزی آن بودکه خواندید واندکی ازآسیبهای این حوزه بیان شد. هرمرحله این پروسه میتواندآبستن آسیبهای عمیق روانی واجتماعی باشد اگر به درستی مدیریت نشود. و تازمانی که سیستم آموزش و پرورش ایران به جای تعلیم ایدئولوژی اسلام وانقلاب اقدام به حقنه و گزارش نویسی و بیلان سازی کلان بنرگرایی کند و به جای نهادینه کردن اصول امام و رهنمودهای رهبری اقدام به کانالیزه کردن یکسری احکام ودستورات توضیح المسائلی کند و به جای ایجادفضای خلاقیت و پرسشگری نه در گفتاربلکه در رفتار به ایجاد فضای پلیسی وحراستی دربرابر پرسشگری کند وضع آن می شود که می بینید.

طغیان های اخلاقی وخروشهای سیاسی واجتماعی و ترک تحصیلهای متوالی و عدم اقبال به علوم انسانی و همچنین تداوم مبارزه با بی سوادی در غالب نهضت سی ساله ای که هنوز ادامه دارد ورشد ضداخلاقیات اجتماعی که نمونه های آن را در دادگاه هاو پاسگاه هاو پلاسکوها میبینیم وحتی درفتنه۸۸بخشی از حملات را جدای ازهیجان سیاسی باید درناهنجاری اخلاقی دید.

مخلص کلام آنکه اگر امروز به پرورش درست اهمیت دادیم که دادیم وگرنه بایدهمچنان هزینه توهین وتخریب خرد را بدهیم.

امید که روزی جهانمان اصلاح شود.

*رسول حق شناس

*عضو و مدرس دفتر تاترکاربردی حوزه هنری

و عضو و مدرس انجمن هنردرمانی دانشگاه علوم پزشکی تهران



دیدگاه ها :



 
 

آخرین اخبار